|
کلمات ، مفاهیم غریبی دارند . . .
درست زمانی که احساس می کنی روح خمیده ات با شکوه لبخند
و نگاه معصومی جان می گیرد
تو می مانی و تنهایی عظیمی که تمام سهم تو از یک احساس است ...
اینک نیمه ی دیگر
آرام آرام
در تو
ته نشین می شود و این آغاز تمام لحظات شیرین و دردآور زندگی ست :
که تو می روی و من
قلب کوچکم را
در دستان سرد حوادث
جا می گذارم ...
- یکی به من بگه عشق چیه ؟! چه شکلیه ؟!
|