|
هیچ می دانستی
در این شهر واژه هایی است
صادق و پر هیاهو
که در شلوغی خیابان ها گم شده اند
واژه هایی که در تاریکی خیابان ها
آرام آرام می گریند
و به فصلی می نگرند
که از درون خفته . . .
- این کلمات رو وقتی هجده سالم بود کنار هم گذاشتم و بعد ها تو نشریه ی چلچراغ چاپ شد...
- امیر عزیز ته مانده های یک مرد و محسن عزیز تابوت با اومدنتون منو غرق در شادی کردین ... ماندنی باشید !
- دیگه دل با کسی نیست . . . دیگه فریاد رسی نیست . . .
|