تبليغاتX
روح باران


  شهر تاریک

 

 

 

 

 

 

هیچ می دانستی

 

در این شهر واژه هایی است

 

صادق و پر هیاهو

 

که در شلوغی خیابان ها گم شده اند

 

واژه هایی که در تاریکی خیابان ها

 

آرام آرام می گریند

 

و به فصلی می نگرند

 

که از درون خفته . . .

 

 

 

 

- این کلمات رو وقتی هجده سالم بود کنار هم گذاشتم و بعد ها تو نشریه ی چلچراغ چاپ شد...

 

- امیر عزیز ته مانده های یک مرد  و محسن عزیز تابوت با اومدنتون منو غرق در شادی کردین ... ماندنی باشید !

 

- دیگه دل با کسی نیست . . . دیگه فریاد رسی نیست . . .

 

 

 

 

نویسنده : مریم منصوری | ساعت روز پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386
| لینک ثابت