|
بیهوده می دوی این رویای نیمه جان را
بیهوده!
اشک هایم ،
رد پایم را بلعیده است ...
- جان ما ز آن است که او جان است جان
جان ما بی فخر عشقش عار ماست
عشق او همی آسان پنداشتم
سد ما در راه ما پندار ماست
( فرید الدین عطار )
- این روزها
روبه روی خود می نشینم
لبخند می زنم، چای تعارف می کنم!
|