گاهی غمگین ، گاهی دلتنگ
گاهی آسمون کوچیکه
دل ابرا مث سنگ
سهم من انگار همینه!
این دیوارای بلند
خاطرات نم گرفته
این همه احساس سرد . . .
- از این همه نقطه چین̛ سکوت می ترسم .
کاش وقتی به من می رسی، من کنارت باشم ...
کلمات ، مفاهیم غریبی دارند . . .
درست زمانی که احساس می کنی روح خمیده ات با شکوه لبخند
و نگاه معصومی جان می گیرد
تو می مانی و تنهایی عظیمی که تمام سهم تو از یک احساس است ...
اینک نیمه ی دیگر
آرام آرام
در تو
ته نشین می شود و این آغاز تمام لحظات شیرین و دردآور زندگی ست :
که تو می روی و من
قلب کوچکم را
در دستان سرد حوادث
جا می گذارم ...
- یکی به من بگه عشق چیه ؟! چه شکلیه ؟!
تمام هست من
اتاق کوچک و پنجره ی تاریکی ست
که روح خمیده ام
سال هاست
در گودال تنهایی خویش
زنده به گور شده است . . .
- رویا هایم، آنقدر پاک و دست نیافتنی اند که سالهاست خویشتن را به 'بودن ' نیالوده اند ..
- نوشته های حامد عزیز رو خیلی دوست دارم . دست نوشته هاشو بخونید ..
- کی می دونه آخر دنیا کجاست ؟


